ولفگانگ گوته شاعر و نويسنده مشهور آلماني
زندگي گوته
گوته جوان پس از پايان تحصيلات مدرسه اي به دانشگاه هاي لاپزيش (Leipzig) - بين سالهاي 1765 و 1776 - و اشتراسبورگ (Strassburg) - بين سالهاي 1768 و 1770 - رفت تا در آنجا به درس خواندن به پردازد. در سال 1772، گوته به داشنگاه وتزلار (Wetzlar) رفت تا دوره آموزشي رشته حقوق خود را در آنجا پايان دهد.
در سال 1775، او دعوتنامه اي از کارل آوگوست (Carl August) که والي شهر وايمار (Weimar) بود، دريافت کرد. پس از دريافت اين دعوتنامه او به وايمار رفت و در آنجا شروع به زندگي کرد. در آنجا او مشاور و وزير کارل آوگوست شد، که بدين صورت زندگي سياسي او که کارنامه موفقي نيز داشت، رقم خورد.
در سال 1786 او به ايتاليا سفر کرد. او در رابطه با اين سفر، فقط منشي خود را در جريان گذاشته بود. در رم وي با هنرمند و نقاش آلماني، هاينريش تيشباين (Heinrich Tischbein) آشنا شد. چندي بعد گوته همراه تيشباين به ناپل سفر کردند. سفر گوته به ايتالیا دو سال به طول انجامید.
در سال 1795، ولفگانگ با شاعر معروف آلمانی فریدریش شیلر (Friedrich Schiller) آشنا شد. دوستی او تا وفات شیلر (1805) به طول انجامید.
در سال 1806 او با کریستیانه ولپیوس (Christiane Vulpius) ازدواج کرد. او پس از سال 1774، زندگی خود را وقف ادبیات و دانش کرد. در 22 مارچ 1832 او در شهر وایمار در گذشت.
آثار گوته
گوته بزرگترین آثارخود را قبل از اینکه به شهر وایمار برود شروع به نوشتن کرد. داستان تراژدی (Götz von Berlichingen) که اولین اثری بود که او را مشهور کرد، در سال 1773 نوشته شد. رمان "سوگ قوچ جوان" (Die Leiden des jungen Werther) در سال 1774 نوشته و منتشر شد.
در وایمار و قبل از اینکه او با شیلر آشنا شود، وی آثاری چون اشعار "Hermann and Dorothea" و رمان "Roman Elegies" را نوشت. "Elective Affinities" و “Faust” نیز از سری کارهای او در سال 1805 - اواخر عمر شیلر - بودند.
از اشعار وی نیز می توان به "Prometheus" در سال 1773، "Der Erlkönig" در سال 1780 و "Hermann und Dorothea" در سال 1790 اشاره کرد.
او همچنین گفته و بیاناتی دارد که در زیر چندی از آنها را می خوانید:
"تو باید یا نوکر باشی یا ارباب، یا چکش یا سندان"
"انسانها تا زمانی که سعی می کنند خطا هم می کنند"
"همه چیز ساده تر از آن چیزی است که تو فکر می کند، ور در عین حال پیچیده تر از آنی که تو تصور می کنی"
"دو چیز است که بچه ها می بایست از والدینشان به ارث برند: ریشه و بالا"
از دیگر آثار او می توان به موارد زیر اشاره کرد:
رمان ها
- Die Leiden des jungen Werther
- Wilhelm Meisters Lehrjahre
- Die Wahlverwandschaften
- Wilhelm Meisters Wanderjahre
نمایش های درام
- Götz von Berlichingen
- Iphigenie auf Tauris
- Egmont
- Torquato Tasso
- Faust Part 1
- Faust Part 2
اشعار
- Prometheus
- Der Erlkönig
- Römische Elegien
- Reineke Fuchs
- Der Zauberlehrling
- Hermann und Dorothea
مقاله و رساله ها
- Versuch die Metamorphose der Pflanzen zu erklären
- Zur Farbenlehre
- Aus meinem Leben
- Italienische Reise
»انجام کاري را که مي تواني يا مي انديشي که مي تواني آغاز کن . در جسارت نبوغ و اقتدار و اعجاز نهفته است .
»وقتي عشق و مهارت تواُم با هم کار کنند انتظار يک شاهکار را داشته باشيد.
»هربدبياري هر شکست هر دل شکستگي با خود به همان اندازه يا بيشتر امتيازي مثبت به همراه دارد.
»هميشه قطعي ترين راه براي موفقيت اينست که يک بار بيشتر تلاش کنيد.
»شکست فرصتي است براي براي شروع مجدد با هوشياري بيشتر.
»شکست مثل زانوهاي مجروح شده است دردناک اما سطحي است.
»آنچه مغز انسان تصور و باور کند به آن ميرسد .
»محدوديت ذهن ما همان محدوديتي است که ما براي آن در نظر ميگيريم. فقر و »ثروت هر دو نشاَُت گرفته از ذهن ما هستند.
»اشتياق نقطه همه موفقيتهاست.
»يک انسان با جراُت يک جمعيت است.
»هنگامي در مسيرتان مانعي قرار ميگيرد گريه را ختم و تلاش را شروع کنيد.
»خوشبختي در انجام دادن است نه صرفاُ به داشتن.
»زندگي في نفسه مانند يک بوم نقاشي است و اين با خود توست ، خواه رنگ شادي بر روي آن بکشي يا رنگ غم و اندوه.
»موفقيت يعني آنچه را مي خواهيدبدست آوريد و شادماني يعني از آنچه را بدست آورده ايد لذت ببريد.
»شادماني وضعيتي از آگاهيست و ميتوانيد با بارور ساختن فکر بدست آوريد نه با بدست آوردن اشياء.
»هيچکس نمي تواند بدون رضايت شما در شما احساس حقارت بوجود آورد.
»تفکر انسان مثل چتر نجات است هنگامي کاراست که باز باشد.
»فقير کسي است که خوشنود بودنش وابسته به اجازه ديگران باشد.
»بجاي انتقاد وقت و انرژِي خود را براي سازندگي مصرف کنيد.
»يک حال خوب تنها در صورتي بهتر ميشود که آنرا با دیگران تقسیم کنید.
»انتظار بهترین ها را داشته باشید و خود را برای بدترین حالت ممکن آماده کنید در این صورت هرگز نا امید نمی شوید.
»حالت چهره شما از هر آنچه از خود پنهان میکنید مهمتر است.
»وقتی خداوند دری را می بندد دری دیگر را می گشاید فقط باید آنرا پیدا کرد.
»بهترین و زیباترین چیزها در جهان دیده نمیشوند آنها بایستی در درون قلب احساس شوند.
»آنچه پشت سر اتفاق میافتد و آنچه در پیش روی ما بوقوع می پیوندد در مقایسه با آنچه در درونمان شکل میگیرد مسائل جزئی هستند.
»همه چیز همانگونه هست که هست این شمائید که آنها را بصورت زیبا یا زشت طبقه بندی می کنید.
»واقعیت زندگی در سکوت با ما زندگی میکند.
»بزرگترین تراژدی زندگی انسان اینست که او فکر کند زمان بسیار زیادی در اختیار دارد.
»این بسیار عالی است که فرد مهمی باشیم اما مهمتر از آن اینست که انسانی عالی باشیم.
»به والدین خود احترام بگذارید حتی اگر با آنها موافق نباشید.
»مهربانی کوششی است که هر گز از بین نمی رود.
»اگر در مسیری اشتباه قرار گیرید خداوند به شما اجازه می دهد که باز گردید.
»و آخر اینکه: زن مثل چای کیسه ای است شما هرگز متوجه قدرتش نخواهید شد مگر اینکه آنرا در آب داغ بیفکنید. !!!!!!!!
http://daneshjo1366.parsiblog.com/Archive32714.htm
"بتهوون آهنگساز آلمانی متولد بن است که برای فعالیت موسیقی به وین، مرکز موسیقی آن دوران، رفته و در همان جا فوت می کند." ظلی در ادامه زندگی بتهوون را به سه دوره تقسیم می کند:" دوره اول از سال 1972 تا 1804 است که در آن دوران بتهوون متاثر از موتزارت و هایدن است. در دوره دوم که از سال 1803 شروع می شود و تا سال 1815 ادامه دارد، بتهوون شخصیت خاص خود را پیدا می کند. و در دوره سوم که از 1820 تا زمان فوت او یعنی سال 1826 است، بتهوون به نو آوری و کارهای نا معمول در موسیقی می پردازد." و سمفونی شماره 9 حاصل این دوره است. او در ادامه می گوید:" در دوره ای که بتهوون سمفونی شماره 9 راساخته کاملا ناشنوا بوده و از ناشنوایی احساس شرم کرده و گوشه گیری می کند و همین طور درگیری های حقوقی با برادرزاده اش داشته که سبب پریشانی خاطرش می شده است."
ظلی که بتهوون را هنرمندی می داند که به اتفاقات سیاسی دوران خودش اهمیت می داده، گفت:" بتهوون علاقه خاصی به شیللر داشت و بر اشعار او ترانه ای می نویسد و در سمفونی شماره 9 نیز شعر "در ستایش شادی" او را استفاده می کند."
او ادامه می دهد:" ساخت سمفونی شماره 9 که در سال 1818 توسط انگلیسی ها ( رویال فیلارمونیک سوسایتی) به بتهوون سفارش داده شده بود، دو سال طول می کشد ( از سال 1822 تا 1824) و در سال 1824 پارتیتور آن نوشته می شود و اولین اجرای خود رابر خلاف انتظارانگلیسی ها در می 1824 در وین بر صحنه می بیند."
2- فرم و محتوا:
به گفته این موسیقی شناس:" با این که بتهوون از قوائد کلاسیک پیروی نمی کند، او را جزو کلاسیک ها می شناسند. سمفونی شماره 9 در ر- مینور اپوس 125 ، 65 دقیقه است در صورتی که یک سمفونی کلاسیک بیش از 15 دقیقه نیست." او ادامه می دهد:" بتهوون در این سمفونی از استیل های اپرای آلمانی- ایتالیایی و موسیقی ترک و ملودی های محلی آلمانی تاثیر می گیرد. در این سمفونی فرم سونات به کار رفته است و اولین سمفونی ای است که آواز در آن به کار رفته."
در این سمفونی که چهار موومان دارد، موومان اول 15 دقیقه، موومان دوم 12 دقیقه ، موومان سوم 13 دقیقه و موومان چهارم 25 دقیقه است و :" موومان اول یک سونات است و منتقدان اعتقاد دارند نمادی است از انسان شدن به دست پرومته. موومان دوم یک قطعه تند است و یک اسکرتسو که نشانی است از سادگی زندگی روزمره است. موومان سوم تم و واریاسیون است و نمادی است از عشق و موومان چهارم به اعتقاد بعضی اصلا فرم ندارد و به اعتقاد برخی فرم های مختلفی رابا هم ترکیب می کند." به گفته ظلی:" بتهوون در این موومان تم های قبلی رابه کار می گیرد و آن ها را قطع می کند به گونه ای که می توان تز و سنتز هگل رادر آن ببینیم با این که بعید به نظر می رسد که بتهوون در آن زمان هگل را می شناخته است."
3- آثار سمفونی:
"این سمفونی پس از این که اولین اجرای خود را در وین داشت، در کشورهای دیگر اجرا شد و یکی از بهترین اجراهای آن به رهبری ریشاردواگنر در سال 1826 بود. واگنر که از این سمفونی بسیار خوش اش آمده بود از بتهوون بسیار دفاع کرد و نام آن را سمفونی انقلاب گذاشت. از نظر واگنر با این که قسمت آخر آن ضعیف بود، آن را آغازگر راه جدیدی دانست. يك روزنامه اطريشي در آن زمان نوشت: سمفوني نهم نشانه فانتزي بيمزه و اغراق آميزي بتهوون است. برامس که سرمشق اش بتهوون بوده است در یکی ازسمفونی هایش از ملودی سمفونی 9 استفاده کرده است. سمفونی های بروکنه وماله بدون وجود بتهوون غیر قابل توجه است. این سمفونی در فیلم پرتقال کوکی استنلی کوبریک استفاده شده است."
به گفته ی ظلی:" این سمفونی یکی از آثاری است که درتاریخ سیاست از آن استفاده شده است. انگلس می گوید: روزي كه بشر سمفوني نهم را آيين رفتاري خود قرار دهد آن روز بتهوون جايگاه حقيقي خود را يافته است. و بیسمارك اعتقاد دارد که : اگر من سمفوني نهم را بيشتر گوش كرده بودم امروز بسيار شجاعتر از آن بودم. به گفته هيندنبورگ: امروز اشكهاي زيادي در خانوادههاي آلماني ميريزد، ولي بتهوون به ما مي آموزد كه اگر كسي خود را در اختيار موسيقي او بگذارد نميتواند نگونبخت بشود. او تسكن دهنده رنجهاي ماست. کو لیج اعتقاد دارد که : بتهوون یک دموکرات حقیقی بود و پیام او اهمیت حیاتی برای زمان ما دارد و ماسکانی می گوید: بتهوون ظهور کرده است تا بشریت را نجات بخشد. او ابدی است هم در تاریخ و هم در هنر. ابدی در قلب ما که بی وقفه برای او میتپد. "
و خلاصه این که این سمفونی که از هر دسته و هر ایدئولوژی ای طرفداران بسیاری دارد و هر گروه آن را متعلق به خود می دانند:" در زمان جنگ دوم جهانی آلمانی ها هرجا را اشغال می کردند، این سمفونی را می نواختند. این سمفونی برای تولد هیتلر نواخته شد. نخست وزیر زیمباوه آن را به عنوان سرود ملی کشورش انتخاب کرد. واتیکان از این سمفونی دفاع کرد و بالاخره این سمفونی سرود جامعه مشترک المنافع اروپا شد."
ظلی سخنانش را با نقل قولی از بتهوون به پایان برد:" بتهوون : مخالف حکومتهای انحصار طلب هستم، حکومتهایی که با گرفتن آزادی انسانها آنها را به مخلوقاتی بی مصرف تبدیل میکند. من حق دارم هر وقت و هر کجا که بخواهم عقیده ام را بیان کنم ولی آیا آزادی در هنر را با آزادی در سیاست اشتباه نمیگیرم؟ آزادی را نمیشود جیره بندی کرد. نمیتوان هم کمیآزادی داشت و هم کمیآزادی نداشت. این باعث مرگ آزادی میشود."
سخنرانی بعدی دکتر ظلی در خانه هنرمندان ایران درباره فلسفه موسيقی مدرن است که روز دوشنبه 11 دی ساعت 17 تا 19 برگزار می شود.
خانه های قدیمی را پیش از آنکه خانه نو را بسازید ویران نکنید
(بندتو کروچه)
وقتی باران حسد باریدن گیرد درخت فساد بروید
( امام علی ع )
اگر خاموش باشی تا دیگران به سخن آورندت بهتر از این است که در حال سخن گفتن خاموشت کنند
(سقراط)
اگر آرزومندید به سعادت برسید پیش از آنکه خود عبرت دیگران شوید از دیگران پند و عبرت بگیرید
( امام علی ع )
ادب خرجی ندارد ولی همه چیز را خریداری میکند
(لاوی تلناجیو)
احتیاط اندازه ای دارد که اگر از حد فزون شد ترس خواهد بود
(امام حسن عسگری ع)
گفتن از زنبور بیحاصل بود، با یکی در عمر خویش ناخورده نیش
(سعدی)
زیانکارترین مردم کسی است که بتواند حق بگوید ولی نگوید
( امام علی ع )
خوشبختی حاصل یک جریان ساده است امنیت خاطر و آزادی
(دیوژن)
هر کس بر خدا توکل کند مغلوب نمیشود
(امام باقر ع)
چون که گل رفت و گلستان شد خراب، بوی گل را از که جوییم از گلاب؟
(مولوی)
وقتی آزمایش شدند، دینداران اندکند
(امام حسین ع)
مهم آن است که بدانی با چه کسی طعام میخوری، آنگاه مهم نیست که چه میخوری
(جورج سانتایانا)
زیرکانه ترین زیرکی پرهیزگاریست
(امام مجتبی ع)
حافظ وظیفه تو دی گفتن است و بس، در بند آن مباش که نشنید یا شنید
(حافظ)
هر چه فکر شما بزرگ باشد به همان اندازه بیشتر به افکار دیگران احترام میگذارید
(پاسکال)
من از آنچه نمیدانید نگرانی ندارم ولیکن باید دید آنچه را میدانید چگونه به کار میبندید
(رسول اکرم ص)
اگر خدا را میان انسانها نیابی در میان ستارگان هم نخواهی یافت
(لاواترا)
از کار خیر خودداری مکن هر چند کسی قدر آن را نداند
( امام علی ع )
اگر من ناجوانمردم به کردار، تو بر من چون جوانمردان گذر کن
(سعدی)
اگر همه اموال خود را صدقه دهم و بدن خود را بسپارم تا سوخته شود اما محبت نداشته باشم هیچ سودی نمیبرم
(یک حواری)
من با رنج دادن خویش قلب دشمنان را را نرم خواهم کرد
(مهتما گاندی)
اگر میخواهی حاکم بر عالم شوی عقل را حاکم بر خویش گردان
(تولستوی)
اسب ستم سوار خود را زمین میزند
( امام علی ع )
زندگی هر انسانی جاده ای ایست که به نهانخانه وجودش منتهی میشود
(هرمان هسه)
شما به قانون گذاری دلخوشید اما از قانون شکنی دلخوشترید
(خلیل جبران)
![]() |
سرپرستانی که از ارزش سربازی می کاهند ، و پدر و مادرانی که ، پیشدار میهنداری فرزندان خویش می شوند ، به کشورشان پشت کرده اند . اُرد بزرگ
یک آموزگار می تواند با رفتار و گفتارش کشوری را دگرگون سازد . اُرد بزرگ
پیامد دانایی ، پذیرفتن بار ساماندهی دیگران است . اُرد بزرگ
هنرمندان ناب ، هر روز در برابر دیدگان مردم نیستند . اُرد بزرگ
نیرنگ پیران بدنهاد ، تنها با مرگ به پایان می رسد . اُرد بزرگ
نمی توان امید داشت ، آدم های کوچک رازهای بزرگ را نگاه دارند. اُرد بزرگ
آنکه به خرد توانا شد ، ترس برایش نامفهوم است . اُرد بزرگ
کین خواهی از خاندان یک بدکار ، تنها نشان ترس است ، نه نیروی انسانهای فرهمند . اُرد بزرگ
از آه و نفرین بزرگان و ریش سفیدان هر ایلی باید ترسید . اُرد بزرگ
گیتی در جنگ و آوردی بزرگ در گردش است . اندیشه و تلاش خردمندان از یک سو و پوزخند اهریمن و روان دیوپیشگان از سوی دیگر ، معرکه این جهان گذارا است . اُرد بزرگ
دودمانی که بزرگان و ریش سفیدانش خوار باشند ، به کالبد بی جانی ماند که خوراک جانوران دیگر شود . اُرد بزرگ
در برف ، سپیدی پیداست . آیا تن به آن می دهی ؟ بسیاری با نمای سپید نزدیک می شوند که در ژرفنای خود نیستی بهمراه دارند . اُرد بزرگ
دودمان بی نیا و مرد کهن ، به هزار آیین اهریمنی گردانده می شود . اُرد بزرگ
گِره های که به هزار نامه دادگستری باز نمی شود ، به یک نگاه و یا ندای ریش سفیدی گشاده می گردد . اُرد بزرگ
اگر نتوانیم به تبار خویش سامانی درست دهیم ، مانند این است که در خانه ایی بی دیوار زندگی می کنیم . اُرد بزرگ
اندیشه و سخن ریش سفیدان برآیند بردباری ، مردمداری و سرد و گرم چشیدگی روزگار است . اُرد بزرگ
ریش سفید داراترین به اندیشه است نه به دارایی و اندوخته . اُرد بزرگ
دانش امروز فر بسیاری در پی داشته ، اما نیروی جاری سازی آرامش به روان ما را ندارد . امنیت را بزرگان خردمند به ما می بخشند . اُرد بزرگ
ریش سفیدان ، زنجیر ارتباط نسل ها هستند . و قوم بدون ریش سفید ، گذشته ای کم رنگ دارد و آیین های به جای مانده ، به هزار گونه ، تفسیر می شود . اُرد بزرگ
آنانکه تیشه به ریشه بزرگان و ریش سفیدان می زنند خود و فرزندانشان را بی پناه خواهند ساخت . اُرد بزرگ
برای نزدیکی و همگرایی قوم خویش ، کمک بهم و ستیز با نادانی و ناراستی را پیش گیرید . اُرد بزرگ
نادانی ، خودخواهی به بار می آورد . اُرد بزرگ
هیچ پیر جهان دیده ای منکر برآیند زهرآلود ، دارایی حرام در زندگی آدمی نیست . اُرد بزرگ
آسودگی آدمی ، به گنج و دینار نیست که به خرد است و روشن بینی . اُرد بزرگ
نیکی برآیند خرد است ، در دل و روان آدمی . ارد بزرگ
آسیب دیده همیشه درهای رویاهایش کوچک و کوچکتر می شود ، مگر با امید که شرایط ما را دگرگون می سازد . اُرد بزرگ
پیران جهان دیده برای گفتگو مانع تراشی نمی کنند . اُرد بزرگ
اسنخوان بندی فریاد ، پاسخ هزاران ستم بی صداست . اُرد بزرگ
آنکه می دزدد ، جز حق خویش چیزی نمی ستاند . اما این ستاندن نفرین و خواری ابدی در پی دارد . اُرد بزرگ
جام عمر را جز با می دلدادگی به خرد و دانش پر مکن . اُرد بزرگ
راز اندوختن خرد ، یکرنگی است و بخشش . اُرد بزرگ
خواسته مراد از مرید خاموشی و ژرف نگریست ، و خواهش مرید از مراد ، نشان دادن مسیر پیشرفت . اُرد بزرگ
آنگاه که نمی دانم چه می گویم ، جز راستی چیزی بر زبانم جاری نیست . اُرد بزرگ
برای ماندگاری ، رویایی جز پاکی روان نداشته باش . اُرد بزرگ
یاد اشک و شیفتگی ، آویزه خاموش دلهاست . اُرد بزرگ
خودت را بشناس اما به آن مبال . اُرد بزرگ
راه آشتی را کسی باید بیابد که خود سبب جدایی شده است . اُرد بزرگ
نگاه زمینیان ، تهی است از انوار آسمانیان . ارد بزرگ
بسیاری در پیچ وخم یک راه مانده اند و همواره از خویشتن می پرسند : ما چرا ناتوان از ادامه راهیم . بدانها باید گفت می دانی در کجا مانده ای؟ همانجای که خود را پرمایه دانسته ای. اُرد بزرگ
بسیاری بخاطر برآیند هنجارهای درونی اشان بین نمای سپید و پاکی در اشتباهند . اُرد بزرگ
ره آورد سفر در درون آدمی ، به جز خرد و پیشرفت نیست . اُرد بزرگ
رهایی و آزادی ، برآیند پرستش خرد است و دانایی . اُرد بزرگ
انسان خردمند ، تار و پودهای اصلی زندگی را می یابد . اُرد بزرگ
کردار ناپسند خویش را با دارایی زیاد هم نمی توانی پنهان سازی . اُرد بزرگ
پرتگاه می تواند به وجدآورنده روان و یا کشنده جسم باشد . اُرد بزرگ
خودآختگی قابلیتی است که بسیاری ندارند . اُرد بزرگ
نکات سخت هم اساسی ساده دارند . اُرد بزرگ
سرود طبیعت ضربانی ملایم و کشیده دارد . اُرد بزرگ
برای نوشیدن شهد بهشت ، هموار نگاهت به راستی باشد و درستی . اُرد بزرگ
برای آنکه روانت را بپروری ، ابتدا با خود یکی شو . اُرد بزرگ
کاهلی خشم بدن را در پی دارد و چه زود با لرزش و تلاتم آن را بروز می دهد . اُرد بزرگ
سفر ، نای روان است برای اندیشه و آرمان بزرگ فردا . اُرد بزرگ
بازده خرد برای اهل معنا ، کلام سکرآور است . ارد بزرگ
خموشی ، دری به سوی نگاه ژرف تر است . اُرد بزرگ
برای دلهره شبانگاهان ، نسیم گرما بخش خرد را همراه کن . اُرد بزرگ
ستایشگر همیشه بر ستایش شونده در حال پیشی گرفتن است . او یاد می کند و دلدار برآورده می سازد . اُرد بزرگ
کسی که همسر و کودک خویش را رها می کند ، در پی خفت ابدیست . اُرد بزرگ
برای آنکه پرواز کنی ، پیکر خویش را به حال خود رها مکن . اُرد بزرگ
به هنگام نکوهش هنگامه باران ، به بهره اش نیز بیاندیش . اُرد بزرگ
در زندگی نادان سرانجام یک گره ، صدها گره باز نشدنی است . اُرد بزرگ
با بردباری همه چیز در چنگ توست . ارد بزرگ
در کنارمان دلبر هست و اگر نیست ، در سفر رسیدن به اویم . پس تنهای وجود ندارد . اُرد بزرگ
برای کسب گنج سکوت ، بارگاه دانش ات را بزرگتر بساز . اُرد بزرگ
برای آنکه به فرودستی گرفتار نشویی ، دست گیر آدمیان شو . اُرد بزرگ
روان مردگان و زندگان در یک ظرف در حال چرخش اند . اُرد بزرگ
پر حرفی در هنگام اندرز ، از اثر آن می کاهد . اُرد بزرگ
با خرد ، به سرچشمه پاکی بیاندیش . آدمی گاهی مبدا را اشتباه می گیرد ، برسان زمانی که رودها را سر چشمه دریاها می نامد ، حال آنکه ابرها از دریاها برمی خیزند و رودها و چشمه ها را لبریز می کنند . اُرد بزرگ
به ارزش نگاه دوست را هنگامی پی می بری که در بند دشمن و بدسگالان باشی . اُرد بزرگ
تاریکی در زندگی ماندگار و ابدی نیست ، برسان روشنایی . اُرد بزرگ
راهی جز نرمش و بازی با هستی نیست . اُرد بزرگ
روشنایی روز ، دلیل و برهان نمی خواهد . اُرد بزرگ
هنگامه شادمانه سرودن و بنواختن ، چه زود گذر و کوتاه است . اُرد بزرگ
میرآب ، به اندازه دهد ، همه دشت سبز باقی خواهد ماند . اُرد بزرگ
شب زندگی برای خردمند ، همچون روز روشن است . اُرد بزرگ
اندرز جوان باید کوتاه ، تازه و داستان وار باشد . اُرد بزرگ
هرگز هنگام گام برداشتن به سوی آرمان بزرگ ، نگاهت به آنانی که دستمزد خویش را پیشاپیش می خواهند نباشد ! تنها به توانایی های خود اندیشه کن . اُرد بزرگ
در هستی جنبش حشرات هم چهار چوبی دارد . ارد بزرگ
اگر بر ساماندهی نیروهای خود توانا نباشیم ، دیگران سرنوشتمان را می سازند . اُرد بزرگ
تنها با از خودگذشتگی برای دیگر آدمیان می توان جاودانه شد . اُرد بزرگ
خار های کوچک زخم به جان نمی زنند ، بلکه با او می آمیزد برای روزهای سختر . اُرد بزرگ
سخن های پست ، آدمهای حقیر را جذب و خردمندان را فراری می دهد . اُرد بزرگ
بی گمان اولین باژ ، آخرین باژ نخواهد بود . اُرد بزرگ
با احساس می شود پند و اندرز داد اما سامان دهی به کشور نیاز به هنجار و چهارچوبی توانمند دارد . اُرد بزرگ
سرایش یک بیت درست از زندگی ، نیاز به سفری ، هفتاد ساله دارد . اُرد بزرگ
پشیمانی، اولین گام برای پوزش است. اُرد بزرگ
استخوان بندی شهرها در دیوار است و بزرگداشت . اُرد بزرگ
نماز عشق ترتیبی ندارد چرا که با نخستین سر بر خاک گذاردن ، دیگر برخواستنی نیست . اُرد بزرگ
آدم خودبین ، چاره ای جز فرود آمدن ، ندارد . اُرد بزرگ
یکی از بزرگترین خوشبختی ها ، خدمت بیشتر به مردم است . اُرد بزرگ
ستایش ، هنگام نو رُستن را . اُرد بزرگ
آه و بردباری ، ریشه هر دیوزاد ، و بد خویی را ، خواهد کَند . ارد بزرگ
آدم مادیگرا جادهای احساسش ، کم رفت و آمد است . اُرد بزرگ
کلید رازهای بزرگ ، در ژرفای کمی نیست . اُرد بزرگ
گسستن دو همسر می تواند خاندانی را از هم بپاشد . اُرد بزرگ
رویش باغ سکوت ، در هنگامه خروش و همهمه ارزشش را نشان می دهد . اُرد بزرگ
نادانی و پستی یک نفر در گذشته ، نمی تواند میدان انتقام از خاندان او باشد . اُرد بزرگ
آدمیانی مانند گل های لاله ، زندگی کوتاه در هستی و نقشی ماندگار در اندیشه ما دارند . اُرد بزرگ
رازها در هنگامه شادی و بازی آدمی است . نکته فراموش شده جهان اندیشه ، تعریف درست این حالت هاست . اُرد بزرگ
این دیدگاه اشتباست که بپنداریم مرد توانا ، فرزندی همچون خود خواهد داشت . اُرد بزرگ
ریگهای ساحل خرد ، نشیمنگاه پندارهای پاک و شبانه توست . اُرد بزرگ
خرد ابتدا به اندیشه پناه می برد . اُرد بزرگ
پیوند پاک ، پیوندی ابدی است . اُرد بزرگ
آنانکه از رسیدن به ریشه ها هراس دارند ، در روزمرگی دست و پا می زنند . اُرد بزرگ
سخن بدون پشتوانه ، یعنی گزاف گویی . اُرد بزرگ
شناور بودن خرد آدم در جهان احساس به او میدان بروز و رشد هنر را داده است . اُرد بزرگ
خودخواهی ، کاشی سادگی روانت را ، خواهد شکست . اُرد بزرگ
نگارنده و سخنگویی که دیگران را کوچک و خوار می نامد ، خود چیزی برای نمایش و بروز ندارد . اُرد بزرگ
تمنای واپسین آدمی ، شناور شدن در بسامدهای گیتی است . اُرد بزرگ
بسامدها : امواج
کسی که درد روشنگری و بازگویی تجربه را ندارد خود نیز زمانی برای بهره از آن را نخواهد یافت . اُرد بزرگ
برای کسب خرد ، سختی را بر خود هموار کن . اُرد بزرگ
کژی و ناراستی ، شکاف و رخنه گاه اندیشه اهریمن خواهد شد . اُرد بزرگ
تبار بی ریش سفید ، همچون خانه بی سقف است . اُرد بزرگ
آدمی با کینه ، زندگی را بر دوستان نیز تنگ می کند . اُرد بزرگ
جفتت اگر پرید برای پریدن عجله نکن . اُرد بزرگ
خودخواه ، تجربه سخت تنهایی را ، پیش رو دارد . ارد بزرگ
این سخن پذیرفته نیست که : "پیکر بزرگترین زندان روان بشر است" باید گفت پیکر بهترین دوست و همدم زندگی این جهانی روان است چرا که همیشه بدون کوچکترین بهانه ای بدنبال خواسته های او می دود . این که گفته شود روان در بند بدن است و باید زودتر آزاد شود تا به دیدار دلدار بشتابد ، اشتباه است چون هم او بدن را به روان هدیه نموده است کسی که دلدار می خواهد باید به خواست او تن دهد . اُرد بزرگ
چهار چوب نگاه ما زمینی است ، اما برآیند اندیشه ما جنبه آسمانی نیز پیدا می کند . اُرد بزرگ
شباهنگام برای خانواده و نزدیکانت نامه بنویس و در روز برای اربابان و سرپرستان . اُرد بزرگ
بن و ریشه هستی مانند گردونه ای دوار است که همه چیز را گرد رسم کرده است برسان : گردش روزها ، چرخش اختران و ستارگان ، چرخش آب بر روی زمین ، زایش و مرگ ، نیکی و بدی ، گردش خون در بدن ، حرکت اتم و ... اُرد بزرگ
یک آموزگار خام می تواند مدتها شاگردان خویش را سرگردان کند . اُرد بزرگ
هنگامه رهایی اهریمن ، هنگام دربند شدن توست . اُرد بزرگ
ناتوان ترین آدمیان، آنانی هستند که نیروی بدنی خویش را به رخ دیگران می کشند . اُرد بزرگ
صدها راه برای پند و اندرز دادن وجود دارد اما بیشتر بدترین گونه آن ، که همان رو راست گفتن است را برمی گزینیم . اُرد بزرگ
نتیجه گیری زود پس از رخدادهای مهم زندگی از بی خردی است . اُرد بزرگ
کسی که چند آرزوی درهم ورهم دارد به هیچ کدام از آنها نمی رسد مگر آنکه با ارزشترین آنها را انتخاب کند و آن را هدف نهایی خویش سازد . اُرد بزرگ
اگر شیفته کارت نباشی ، روانت بیمار می شود و در نهایت پیکرت از پای در خواهد آمد . اُرد بزرگ
زیباترین خوی زن ، نجابت اوست . اُرد بزرگ
آیا از بخشندگی و مهربانی که نخستین حالات خداوند است ، در ما نشانی هست ؟ اُرد بزرگ
هیچ کس و هیچ چیز نمی تواند مانع پویندگی ما شود . اُرد بزرگ
بدگویی ، رسوایی در پی دارد . اُرد بزرگ
اندوخته ای با ارزشتر از تندرستی ، نمی شناسم . اُرد بزرگ
با ولخرجی تنها مال نمی رود ، زمان ارزشش فراتر است ، و آن هم نابود می شود . اُرد بزرگ
اگر آماده نباشیم ارزشمندترین زمان ها را نیز از دست خواهیم داد ، و کسی که آماده نیست بخت کمتری برای پیروزی خواهد داشت ، آمادگی یعنی بروز بودن در هر حرفه و کاری . اُرد بزرگ
شهامت گله ، ناشی از چوپان بیدار است . اُرد بزرگ
بیچاره مردمی که فرمانروایانش رایزن ! ، و رایزنانشان فرمانروا هستند . اُرد بزرگ
بخش بزرگی از ادب آدمی برآیند ریشه نژادی و خانوادگی است . اُرد بزرگ
ساده باش ، آهوی دشت زندگی ، خیلی زود با نیرنگ می میرد . اُرد بزرگ
کار ، بهترین تسکین دهنده ، افکار پریشان ، و غم است . اُرد بزرگ
رایزنی که کار ، اجرایی می کند ، قابل اعتماد نیست . اُرد بزرگ
برای شناخت آدمیان ، بجای کنکاش در اندیشه تک تک آنها ، بدنبال شناخت پیشوای انگاره و خرد آنها باشید . اُرد بزرگ
تن پوشی زیباتر از سرشت و گفتار نیکو سراغ ندارم . اُرد بزرگ
کودکی که گناه خویش را بدون پرسش ما به گردن می گیرد در حال گذراندن نخستین گام های قهرمانی است . اُرد بزرگ
کیهان دارای ساختاری هدفمند است . این ساختار به آن پویایی بخشیده ، و برآیندی شگرف ، در آن بر جای می گذارد . اُرد بزرگ
تنهایی برای جوان ارزشمند ، و برای پیر آزار دهنده است . اُرد بزرگ
هر قدر به دیگران احترام بگذاریم ، به ما احترام خواهند گذاشت . ارد بزرگ
آینده جوانان را از روی خواسته ها ، و گفتار ساده اشان ، می توان پی برد ، نپنداریم که میزان دارایی و یا امکانات آنها ، دلیلی بر پیروزی و شکست آنهاست ، تنها مهم خواسته و آرزوی آنهاست . اُرد بزرگ
کسی که می ماند و نمی پرد به یک راز بزرگ آگاه گشته و آن فلسفه پرواز است. اُرد بزرگ
چه بسیار گردن کشانی که به آنی دچار زبونی شدند . اُرد بزرگ
آنکه کارش را دوست ندارد خیلی زود پیر می شود . اُرد بزرگ
نخستین گام بهره کشان کشورها ، ابتدا نابودی بزرگان و ریش سفیدان است و سپس تاراج دارایی آنها . اُرد بزرگ
آنکه در بیراهه قدم بر می دارد آرمان و هدف خویش را گم کرده است . اُرد بزرگ
اگر روانتان در گفتگویی مورد حمله قرار گرفت شما با کلمات نمی توانید بیزاری از واژها بجویید ، تنها سکوت و ترک گفتگو ، نجات دهنده روان آسیب دیده شماست . اُرد بزرگ
نگاه آدمهای کوچک ، چه زود پر می شود و لبریز . اُرد بزرگ
اگر در بند زندگی روزمره تان شوید نمی توانید گامی بسوی بهروزی بردارد . اُرد بزرگ
ارزش پیمان شکن ، باندازه کفن هم نیست . اُرد بزرگ
آنکه برای بهروزی آدمیان تلاش می کند و راه درست را نشان می دهد بارها و بارها می زید و تا یاد و سخنش جاریست او زاده می شود و باز هم . اُرد بزرگ
هر پیوستنی آگاهی و میوه ای نو ارمغان می آورد . اُرد بزرگ
با ، رفته گان به جهان دیگر، نتوان همراه شد ، که این کوشش و همراهی عمر را بباد می دهد . اُرد بزرگ
آنکه زیبایی خرد را ندید ، گرفتار زیبایی آدمیان شد و بدین گونه از هر چه داشت تهی گشت . اُرد بزرگ
وزن یک تهمت ، سنگین تر از هزار هزار دشنام است . اُرد بزرگ
بدخو ، عمرش کم است . اُرد بزرگ
زیبارویی که می داند ، زیبای ماندنی نیست ، پرستیدنی است . اُرد بزرگ
مرد دلیر بهنگام ستیز و نبرد ، همراهانش را نمی شمارد . اُرد بزرگ
همیشه بدنبال سرنوشتی بهتر برای خود باش ، و اگر کسب دانش آرمانت است هر آنچه در این مسیر رنج ببری ارزشش را دارد . اُرد بزرگ
آغاز هر روز، نو شدنی دوباره است ، و زمانی برای پویایی بیشتر . اُرد بزرگ
اهل خرد و فرهنگ همیشه زنده اند . اُرد بزرگ
خاموشی بیشه نبرد ، فریادها در سینه دارد . اُرد بزرگ
بداندیش همیشه ، کارش گره می خورد . اُرد بزرگ
نادان همیشه از آز و فزون خواهی خویش خسته است . اُرد بزرگ
فرزند نانجیب ، آتش عمر پدر است . اُرد بزرگ
از سفر کرده ، ارزش سرزمین مادری را بپرس . ارد بزرگ
مردی که همسرش را به درشتی بیرون می کند ، به اشک به دنبالش خواهد دوید . اُرد بزرگ
چو گرمای تن مردان کهن به آسمان پر کشید با یادشان اندیشه هواخواهان خویش را گرما دهند . اُرد بزرگ
آنکه راستی نپوید گرفتار آمیزش با اهریمن است ، فرزند این آمیزش فتنه است و شورش . اُرد بزرگ
غروب جان آدمی ، سپیده دمی به جهان دیگر است . اُرد بزرگ
میوه کشتن ، کشته شدن است . اُرد بزرگ
سرآمد دشواری و سختی دانایست و دانا چشم خویش را بر بسیاری از زیبایی های زود گذر گیتی خواهد بست . اُرد بزرگ
هر آنکه خردمندتر است اهریمن بیشتر به او حمله می کند . در میدان جنگ و آورد او هزاران فتنه و افسون کشته شده را خواهی دید . اُرد بزرگ
روز های خوش برای کژاندیش بسیار کوتاه و روز کیفر بسیار دراز . اُرد بزرگ
اندرز پیران ، بیشتر زمان ها مملو از خون و درد است که بدبختانه جوان از فهم آن ناتوان است . اُرد بزرگ
چه نشانی از بد اندیش بجاست ؟ هیچ . اُرد بزرگ
ماخذ :














